۱۳۹۴ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

ترديد افكني شگرد سوختة ولي‌فقيه


خامنه‌اي در شروع امسال از تهديد واداشتن مردم به برهم زدن امينت نظام صحبت كرد و يک ماه بعد هم مجدداً در ديدار با سركردگان نيروي انتظامي بازهم بر سركوب اعتراضات اقشار مختلف مردم ايران تحت عنوان «اقتدار» و «امنيت» تأكيد و وحشت خود را از قيام مردم ابراز كرد. خامنه‌اي گفت: «...نيروي انتظامي بايد براي ابعاد مختلف ناامني برنامه داشته باشد و با آن‌ها مقابله کند...» هراس و وحشت خامنه‌اي كه او را اينچنين به چنگ و دندان نشان دادن، آنهم در آغاز سال وا داشته ناشي از تنگناهاي فزايندة سياسي، اجتماعي، بين‌المللي و منطقه‌يي است. 
پيش‌از اين خامنه‌اي تضمين بقاي رژيمش را در دستيابي به «بمب اتمي» و «صدور بنيادگرايي» جستجو مي‌كرد. اما افشاگري‌هاي‌مقاومت ايران هر دو هدف استراتژيكي خامنه‌اي را به طناب دارد رژيم تبديل كرد.
بازتاب اين تنگناي استراتژيك تشديد جنگ قدرت بين باندهاي رقيب را در بالاي نظام به همراه داشته بنحوي كه باندهاي متخاصم، همديگر را به سخن گفتن با زبان «سرب مذاب» تهديد مي‌کنند. اين در حالي است كه فقر، سركوب، فساد اداري كه سر تا پاي «نظام اسلامي»! فرا گرفته، كارد را به استخوان مردم رسانده و جامعه را به يك انبار باروت تبديل كرده است. برآيند اين دو باعث شد كه خليفة ارتجاع, باتجربة شخصي از سقوط شاه و جنبش‌هاي منطقه در ساليان اخير, تهديد را در يک‌قدمي خود احساس نمايد. پناه بردن او به افزايش اعدام‌هاي روزانه تلاشي نوميدانه به‌منظور مهار «توده‌هاي ناراضي» است كه مي‌رود كارنامة رژيم را در هم بريزد.
درهمين راستا, وزارت اطلاعات رژيم مجري مديريت اين بحران مرگبار و يافتن راههاي برون رفت آن است, كه چيزي بيشتر از نشخوار حرف‌هاي نخ نماي 3 دهه گذشته نيافته تا شايد با بكارگيري‌ «طرح هاي فريب» و «جنگ رواني» با « ترديد افكني در افكار عمومي» بتواند چنين تهديدهايي را خنثي كند يكي از سايتهاي وزارت اطلاعات در اين باره مينويسد: «... اين فرقه [مجاهدين]هيچ ملأ اجتماعي در ايران ندارد و تمامي ادعاهاي که اين فرقه در مورد گزارش‌ها[ي] دريافتي از درون رژيم...دروغ است...».
درصورتي‌که در لابه‌لاي چنين ترهاتي كه مدعي آنست از قضا وحشت واقعي‌اش را هم بروز داده و در جايي ديگر نوشته است: «... در اين‌که کارگران مطالبات به حقي دارند جاي هيچ شک و ترديدي نيست..اما در اين ميان کارگران عزيز کشور بايد هوشياري خود را نيز حفظ نمايند تا دست‌ها، زبان‌ها و قلم‌هاي آلوده‌اي مثل [مجاهدين] ... نتوانند از مطالبات...به‌حق آنها سوءاستفاده کرده و مطامع ...خود را پيش ببرند...»
 اعترافي رسوا وبلاهت بار كه خود پاسخي به ادعاهاي كذايي بكار گرفتهاش در «جنگ رواني» عليه مجاهدين است و ناخواسته بيان كنندة نقش و وزن مقاومت ايران در سمت دهي «مطالبات» تودهها در اين شرايط بحراني است, با بيان چنين تناقضي, خود بنبست پيش رويش را به گوياترين صورت نمايش ميدهد كه چگونه حضور يك سازمان متشكل و فداكار رهبري كننده و يك آلترناتيو قدرتمند حاضر در صحنه, پيشاپيش هر طرح و اقدام امنيتي او براي مديريت بحرانها را به شكست كشانده است.
                                                                                                                            
                                                                                               

۱ نظر:

  1. رامين جان ايول. ولي اين را داشته باش كه اوضاع طرف خرابتر از اين حرفهاست. نشنيدي به گله مجلس نشين ها ش مي گفت از پشت خنجر نزنيد؟

    پاسخ دادنحذف